اگه دلم تنگ میشه خیلی برات منو ببخش
اگه نگام گُم میشه تو شهر چشات منو ببخش
منو ببخش اگه شبا همش ستاره میچینم
اگه همش پیش همه بهت میگم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم
منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب می بینم
منو ببخش اگه تو رو میسپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما
منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم
تو فرشته یی و من خیلی باشم یه آدمم
منو ببخش اگه فقط میخوام بشی مال خودم
منو ببخش اکه کمم ولی زیادی عاشقت شدم
منو ببخش اگه برات میمیرم و زنده میشم
منو ببخش اگه با دیوونگیام پیش تو شرمنده میشم
منو ببخش من نمیخوام تو رو به ماه نشون بدم
نشونیتو نه به شبو نه دست آسمون بدم
اگه دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش

مي خورد هر دم ورق اما
هيچ کس اورا نمي خواند
برگها را مي دهد بر باد
ميرود از ياد
هيچ چيز از او نمي ماند
بادبان کشتي او در مسير باد
مقصدش هر جا که بادا باد!
بادبان را ناخدا باد است
ليک او راهم خدا هم ناخدا باد است


تولد همه چيز زيباست.اما تولد تو براي من از فصل زمستان هم زيباتر
است.بهترين تبريك ها را براي باز شدن گلبرگ ديگري از دفترزندگيت در
قشنگترين روز دنيا سه مرداد البته بعد از دو اسفند را به تو تقديم مي كنم.

پند لقمان حكيم به فرزند
اي جان فرزند
هزار حكمت آموختم كه از آن چهار صد حكمت انتخاب كردم
واز آن چهار صد ،هشت كلمه برگزيدم كه جامع كمالات است
دو چيز را هرگز فراموش نكن
خدا را ، مرگ را
دو چيز را هميشه فراموش كن
به كسي خوبي كردي ، كسي به تو بدي كرد
و اما چهار كلمه ديگر ...
به مجلسي وارد شدي زبان نگهدار
به سفره اي وارد شدي شكم نگهدار
به خانه اي وارد شدي چشم نگهدار
به نماز ايستادي دل نگهدار


خدا يكي مادر هم يكي
كه اگر نباشد يعني نيستي
نزدیک ترین نقطه به خدا هیچ جای دوری نیست.
نزدیک ترین نقطه به خدانزدیک ترین لحظه به اوست،
وقتی حضورش را درست توی قلبت حس میکنی،
آنقدر نزدیک که نفست از شوق التهاب بند می آید.
آنقدر هیجان انگیزکه با هیجان هیچ تجربه ای قابل مقایسه نیست.
تجربه ای که باید طعـــمش را چشید.
اغلب درست همان لحظه که گمان می کنی در برهوت تنها ماندی،
درست همان جا که دلت سخت می خواهد او با تــــو حرف بزند،
همان لـــحظه که آرزو داری دستان پر مهرش را بر سرت بکشد،
همان لحظه نورانی که ازشوق این معجزه
دلت می خواهد تاآخردنیا از ته دل وبا کل وجودت اشک شوق بریزی
وتا آخرین لحظه وجودت بباری.
نزدیک ترین لحظه به خدا می توانددر دل تاریک ترین شب عمرناخواسته
تو ویــا در اوج بـــزرگ ترین شــــــــادی دلخواسته تو رخ دهد ,
می تواند درست همین حالا باشد
و زیباترین وقتی که می تواند پیش بیایدهمان
دمی است که برایش هیچ بهانه ای نداری.
جایی که دلت برای او تنگ است.
زیبا ترین لحظه ی عمر و هیجان انگیز ترین دم حیات
همان لحظه باشکوهی است که
با چشم خودت خدا را می بینی.
درست همان لحظه که می بینی
او با همه عظمت بیکرانش در قلب کوچک تـــــــو جا شده است.
همان لحظه که گام گذاشتن او را در دلت حس،
و نورانی و متعالی شدن حست را درک می کنی.
آن لحظه که می بینی
آنقدر این قلب حقیر ارزشمند شده است
که خدا با همه عظمت بیکرانش آن را لایق شمرده و بر گزیده.
و تو هنوز متعجب و مبهوتی
که این افتخار و سعادت آسمانی
چگونه و ازچه رو از آن تو شده است
و این را همیشه بـــــه یــــاد داشته باشید...
" هرگاه بادیگران هستي خــــــــودت را خـــــــط بزن
و هرگاه با خــــــــداهستي دیگران را "


تلاش براي هر آنچه كه مانع عبورمان شود.
قاصدك هان چه خبر آوردي
ازكجا وزكه خبر آوردي
خوش خبر باشي اما اما
گردبام ودر من بي ثمر گردي
انتظارخبري نيست مرا
نه زياري نه ز دياري ودياري باري
برو آنجا كه بود چشمي و گوشي باكس
برو آنجا كه ترا منتظرند
قاصدك در دل من همه كورند وكرند
دست برداراز اين در وطن خويش غريب
قاصدك تجربه هاي همه تلخ
با دلم مي گويد
كه دروغي تو دروغ
كه فريبي تو فريب
قاصدك هان ! ولي آخراي واي !
راستي آيا رفتي با باد !
با توام آي كجا رفتي آي
راستي آيا جايي خبري هست هنوز
مانده خاكستر گرمي جايي ؟
در اجاقي _ طمع شعله نمي بندم _
خردك شرري هست هنوز؟!
قاصدك ابرهاي همه عالم و روز
در دلم مي گريند .

تمام امشب را
مثل هر شب
به تو فكر خواهم كرد
میان سكوت كوچه ها
و آرامشی كه بر زمین نشسته است
به تو ...
و تصویر تو
خیره خواهم شد
و آرام آرام
چكه خواهم كرد
روی همه خاطراتم ...
آیا سقفی بالای سرت هست؟
نانی برای خوردن
لباسی برای پوشیدن
و ساعتی برای خوابیدن
داری؟ آری ...؟
نامی برای خوانده شدن
کتابی برای آموختن
و دانشی برای یاد دادن
داری؟ آری ...؟
بدنی سلامت برای برداشتن سبد یک پیرزن
سخنی برای شاد کردن یک کودک
دهانی برای خندیدن و خنداندن
داری؟ آری ...؟
لحظه ای برای حس کردن
قلبی برای دوست داشتن
و خدایی برای پرستیدن
داری؟ آری...؟
پس خوشبختی
بسیار خوشبخت ...
